هوس سیگار که میکنم طپش قلب شدید میگیرم، دچار نفس تنگی میشم و هیچ چیز نمیتونه ناجی بشه جز یه نخ سیگار. شاید یه روز مردم براشون قابل درک نباشه که اجدادشون تا قرن بیست و یکم دخانیات مصرف میکردند. من همین جا بهشون اعلام میکنم: هی! شما چتونه؟ یکم شرایط ما رو درک کنید. تاریخ بخونید.
یادم به پدرم افتاد که بعد از ۳۳ سال مصرف انواع مخدر ترک کرده. راه هلش خیلی آسون تر از چیزایی بود که امتحان کرده بود. نوع عادت رو عوض کرد. جلسات NA جای هروئین و دیگران و گرفت.
من هم امروز تصمیم گرفتم که به جای سیگار یه یادداشت بنویسم. نمیدونم الان که از کافینت برم بیرون سیگاری روشن خواهم کرد یا نه، اما از این که این یادداشت رو نوشتم خوشحالم.
من دلم برات سوخت که اون آدمای جواد توی پست ِ پایینی برات کامنت گذاشتن
اومدم دلداریت بدم
نکته رو گرفتی؟
یعنی که من جواد نیستم
:دی
حرفات خیلی قشنگه و به دل می شینه